جنبش وبلاگی دزفول؛ مظلوم قهرمان تیر 92 - (✿◠‿◠) kolbehf1.ir .•°*
سفارش تبلیغ
صبا
(✿◠‿◠) kolbehf1.ir .•°*
چیزایی که نشدیم(طنز)

چیزهایی که نشدیم
 
ته دیگ طلایی رنگ خوشمزه هم نشدیم دو نفر سرمون دعوا کنند
 
شلغمم نشدیم یکی کوفتمون کنه خوب شه…..!!
 
ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه
 
قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم
 
خربزه هم نشدیم هر کی می خورتمون پای لرزش هم بشینه
 
موبایل هم نشدیم ، روزی هزار بار نگامون کنی
 
پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن
 
آهنگ هم نشدیم ، دو نفر بهمون گوش کن
 
مانیتور هم نشدیم ازمون چشم بر ندارن……!!!!!
 
به استاد میگم استاد شما که 9 دادی حالا این یه نمره هم بده دیگههههههههه ، یک نگاه عاقل اندر دیوانه کرد دست گذاشته رو دوشم میگه برو درس بخون پسرم ، استادم نشدیم شخصیت کسی رو خورد کنیم
 
کیبورد هم نشدیم ملّت به بهانه تایپ یه دستی به سر و کلمون بکشن…..
 
کلاه هم نشدیم ملت رو سرگرم کنیم
 
ای خدااااااا! بختک هم نشدیم بیفتیم رو ملت
 
تام و جری هم نشدیم زندگیمون سرتاسر هیجان باشه
 
نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه
 
ای کی یو سان هم نشدیم تف بمالیم کف کلمون ، همه چی حل شه
 
مهر جانماز هم نشدیم بوسمون کنن
 
فلش مموری هم نشدیم حافظه مون زیاد باشه
 
معادله هم نشدیم ، کلی آدم دنبال این باشن که بفهمنمون و حداقل دو نفر درکمون کنن
 
کتابم نشدیم حداقل دوست مهربان بشیم
 
علف هم نشدیم حداقل به دهن بزی شیرین بیایم
 
عروسک هم نشدیم یکی بغلمون کنه
 
شارژر هم نشدیم بقیه رو شارژ کنیم
 
توپ فوتبالم نشدیم 22 نفر بخاطرمون خودکشی کنن
 
گلدونم نشدیم یکی یه گل بهمون بده
 
کبری هم نشدیم تصمیماتمون رو تو کتاب ها بنویسن
 
کزت هم نشدیم آخرش خوشبخت شیم


جمعه 92/4/21 | اف 1 | محبت شما
احادیث معصومین (ع) در ارتباط با ماه رمضان

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم):
«انما سمی الرمضان لانه یرمض الذنوب » (1)

رمضان، بدین سبب رمضان نامیده شده است که گناهان را می سوزاند .
رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم):
«لو یعلم العبد ما فی رمضان لود ان یکون رمضان السنة » (2)

اگر بنده ارزش ماه رمضان را بداند آرزو می کند که سراسر سال رمضان باشد .
رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم):
«اذا استهل رمضان غلقت ابواب النار و فتحت ابواب الجنان و صفدت الشیاطین » (3)

هنگامی که هلال ماه رمضان پدید آید درهای جهنم بسته می شود و درهای بهشت باز و شیاطین به زنجیر کشیده می شوند .
رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم):
«من لم یغفر له فی رمضان ففی ای شهر یغفر له » (4)

کسی که در رمضان آمرزیده نشود، در کدام ماه آمرزیده خواهد شد .
رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم):
«علیک بالصوم فانه جنة من النار» (5)

بر تو باد روزه گرفتن که او سپری است از آتش .
رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم):
«ان للجنة بابا یدعی الریان لایدخل منه الا الصائمون » (6)

بهشت را دری است که ریان نامگذاری شده که فقط روزه داران از آن در وارد بهشت می شوند .

 


سه شنبه 92/4/18 | اف 1 | محبت شما
سفرنامه تهران

سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــامـــــــــــــــــــــــــــــ

خوبین؟

من اومدم اندفعه با سفرنامه تهران!

بعد از عمری یعنی به عنوانی برای اولین بار بنده رفتم این برج آزادی رو دیدم!

اول که گفتیم با هواپیما بریم.ببینید چه جریاناتی بهمون گذشت که نزدیک بود بریم اون زیر اتوبوس که جای خوابه اونجا بشینیم!!

آخرشم با قطار عادی رفتیم.البته چون من قطار مدرن تر از عادی رو تاحالا ندیده بودم برام فرقی نداشت ولی برا بقیه ناراحت کننده بود که با اون قطارمیریم.

تو استگاه اندیمشک اذان رو گفته بودنو رفتیم نمازبخونیم قبل از حرکت که یکی از پشت زد بهم.فک کردم جلوشم برا نماز برگشتم دیدم یکی از بچه های سال اولی مدرسمونه.روشو زمین نزدمو تحویلش گرفتم:دی

تهرانم دوستم بهم پیامک زد گفت تهرانی؟خوش میگذره؟گفتم تو ازکجا فهمیدی گفت تو راه دیدمت منم تهرانم.نشده بیام پیشت.

هم سفرامون دوتا دخترعمه وبرادر یکیشون بود از شوش.خداروشکر خوب بودنو با هم صمیمی شدیم.

اول که قطار میخواست حرکت کنه اصلا نفهمیدم.داشتم قطار کناریمونو نگاه میکردم فک کردم اون داره حرکت میکنه.جریانو گفتم همه زدن زیر خنده...تو یکی از ایستگاها برعکس اون پسر شوشیه یه چیز به عربی ب دخترا گفت کلی خندیدن خواهرش بهش گفت حسین جوک میگیا! بعد گفتن که حسین(همون پسره)گفته که تاحالا فک کردم ما داریم حرکت میکنیم حالا دیده که ن اون یکی قطاره داشته میرفته.

توی راه یه ایستگاه هست که محل تفریحی و باصفاییه. به اسم بیشه پوران.من که نرفتم ولی هرکس میخواد با قطاربره میگنش که اونجا حواست باشه نگاش کنی.

هرچی که تونل بود این کوپه کناری جیغ میکشیدن توش.ما هم میخندیدیم بهشون. حالا که سرمونو از پنجره بردیم بیرون دیدیم چندتا پیرزنن!

هنگ کردیم که چه باحالن! اصلا سرشونو نمیبردن داخل.

قطار خیلی ماجرا داشت.یادش بخیر:)

بالاخره رسیدیم تهران...

عاغا دیدین به یکی میگن ندیده؟؟ من خوده اون آدم بودم.

اصلا میدون رو که دیدم از خود بی خود شدم، باهام حرف میزدن جواب میدادم ولی نگام سمت برج بود! ماشین دور میزد دور میدون منم همزمان سرم به سمت برج میچرخید!!

حالا قبلا برج میلادو دیده بودم سایشو برام زیاد شگفت انگیز نبود ولی میدون آزادی میدون بزرگش و خودش برام خیلی جالب بود

تاحالا همچین عکس کاملی دیده بودین؟؟تازه در حال حرکت گرفتمش

مترو سواریم کردیم....وای پله برقی.ما همش با بسم الله بسم الله ردشون میکردیم..چمیدونستیم پله برقی چیه

ولی خداییش تازه میفهمم میگن جنوب گرمه یعنی چی! تهران آدم یه قطره عرقم نمیریخت. دزفول اصلا آدم آب پزمیشه.اونوقت یدونه ایستگاه اتوبوس کولردارم نداره!

ظلمه والا.

.....................

رسیدیم خونه خالم.شوهرخالم ب دخترخالم گفت موجودتو دیدن؟ من ترسیدم.دخترخالم گفت نه بیا ببینش.باباش گفت نترسه؟گفت نه چیکارش داره!!

رفتم اینو دیدم تو سبد

اسمش پشمک

یبار دخترخالم از اتاق رفت بیرون دروبست این پشمکم بدوبدو میخواست بره دنبالش من نزدیک بود جیغ بزنم زود دخترخالموصدا کردم بیاد ببردش.


خب

روزی که رسیدیم با دخترخالم رفتم خرید.عصرشم با مامانامون رفتیم.یه پارک نزدیک خونشون بود از توش صدای آدمایی که سوار اژدها بودن میومد.ما هم جوگیرشدیم منو دخترخالم رفتیم سوارشدیم.فقط دوتا پسر با یه دخترتوش بود.انقد موندیم منتظر که دختره حوصلش سررف میخواست پیاده بشه ولی میله محافظو نمیدونستیم چجوربازش کنیم.آخرسر دختره از روی میله رفت بالا از صندلی جلویی رفت پایین.یه دختردیگه اومد گفت الا و بلا من میخوام پیشتون تو ردیف آخربشینم حالش بیشتره.میله هم که بازنمیشد.آخرسر پسره گفت اهرم داره اونو بزنین!!یعنی ضایع شدیم رفتپوزخند

بالاخره شدیم6تا خانم و 2تاآقا.تو حرکتم که دوپسر سرمونو بردن انقد جیغ زدن.انقد بلندمیشدم گفتم الان میوفتن رو من!دختره که پیشمون بود بطری آبشو داد به دخترخالم بذاره تو کیفش یوقت از دسش نیوفته.کاش اون بطری میوفتاد صاف میرفت تو دماغ پسرهگیج شدم

خب اینم کاخ نیاوران

یه چیز عجق وجق بود هی ازش عکس میگرفتن من فقط ازاین خاطره که روش بود و با تاریخ تولد من یکی بود برام جالب بود عکس گرفتم

من قبلا از تهران متنفر بودم.کلا از شهرای شلوغ بدم میاد

ولی حالا زیادم بدم نمیاد.خوب بود.یعنی با چیزی که تلویزیون نشون میداد فرق داشت.

رفتیم مجلس رو هم از دور نظاره کردیم

(دخترخاله جونم اگه این مطلبو خوندی ازتون تشکرمیکنم خیلی خوش گذشت بهم. سلام برسون.برا دستبندم بازم ممنون.)

خصوصی بودپوزخند

برگشتمونم که با اتوبوس VIP بود.

وجدانا این مردم خوب مسلمون چرا نماز نمیخونن؟؟بعضی مردم تو اتوبوس ماشالا هیکلا ورزیده.قیافه ها خوب.اینا شکر کردن نمیخواد؟؟!!مردم نون ندارن بخورن بازم نماز میخونن و شکرمیکنن.

چمیدونم والا

خب دیگه بقیه خاطراتمم تو ذهنم بمونه بهتره.

شب و روزتون خوش....


شنبه 92/4/15 | اف 1 | محبت شما
پیامک غمگین

این روزها فقط تو را میطلبم .... هی فلانی به خودت نگیر مرگ را میگویم.

 

دلم به حال پسربچه ای سوخت که وقتی گفتم کفش هایم را خوب واکس بزن.

گفت خاطرت جمع باشد ، مثل سرنوشتم برایت سیاهش میکنم...

 

او نردبانش را بردوش گذاشت و رفت..

چون میدانست با این چیزها قدش به رفاقت نمیرسد.

رفاقت غیرت میخواهد نه نردبان..

 

با کدام لالایی وجدانت را خوابانده ای...

که این چنین بی خیال ما شدی؟

 

اینکه دیگران نمیدانند در من چه میگذرد..

حالم را بهتر میکند..!

 

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیرکند،

ناچار گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد،

زمستان تمام شد و کلاغ مرد،

جوجه ها زنده ماندند و گفتند:

خوب شد مرد، خسته شدیم از این غذای تکراری...

 

بالاخره نوازشم کرد...!

اما نمیدانست که سنگ قبر احساس ندارد...


شنبه 92/4/8 | اف 1 | محبت شما
اه اه

سلام

نمیدونم به این اتفاقی که برای منو کفشم افتاده میگن آخر خوش شانسی یا آخر بدشانسی! یا وسطشون!!شما بگید..

دیشب که اومدم خونه کفشامو از پام درووردمو حوصله نداشتم بذارمشون تو جاکفشی آخه شلوغ بود .تو ذهنم گذشت که نکنه کفشام که رو زمین حیاطمونه یه وقت مارمولک بیاد از روش رد بشه؟؟! دوباره خودم گفتم نه بابا مارمولک چیکارکفشای من داره!!

خب کفشامو به همون حال ول کردمو رفتم تو خونه. یه یک ساعت بعد رفتم تو حیاط چشمم به کفشام افتاد که یه بچه مارمولک داشت از روشون رد میشد.

تهوع‌آور(واییییییییییییییییییی)

احساس کرد که من دارم نزدیک میشم سریع فرار کرد خداروشکر.منم یه دید زدم ببینم مارمولک دیگه ای اون اطراف نیست؟ و بعدشم خیلی سریع کفشامو گذاشتم تو جا کفشی و الفرار.

ای بابا . حس شیشم داشتنم دردسریه هـــــــــاپوزخند


سه شنبه 92/4/4 | اف 1 | محبت شما
درباره من

سلام. اف1 یعنی: افش که منظورم همون اف خارجکیه و اوله اسممه!1هم هم بخاطره اینکه تکم،هم از نظر شماره دفتری شماره1 کلاسمونم،هم اول حرف فامیلیم اولین حرف حروف الفباست.. .................................... افتخارات وب: در مسابقه وبلاگ نویسی با موضوع امام علی(ع) نفر 2 شدم و 15 هزارتومنم بهم دادن! ..................................... آدرس وبلاگ دیگم: www.basijif1.parsiblog.com
....
وبلاگ دوستام
نسیم معرفت
به سوی فردا
ازهردری سخنی -ازهرکجا تصویری-درپارسی بلاگ
نگارستان خیال
کلکسیون تمبرخانواده شهید محمدسخنی وجمیله رمضان
♫♪زیبـــاے مُرداب ♪ ♫
گیاه پزشکی 92
BABAK 1992
سه ثانیه سکوت
محفل آشنایان((IMAN))
اسیرعشق
اسپایکا
||*^ــــ^*|| diafeh ||*^ــــ^ *||
آسمون ریسمون(محرو)
تراوشات یک ذهن زیبا
ܓღ فـــرقــ بــیــنـــ عـشــقــ و دوسـت داشــتــنــ
ردِ پای خط خطی های من
سرزمین رویا
چون میگذرد غمی نیست
* ^ــ^ * تسنیم * ^ــ^ *
فتوبلاگ حسین کارگر
یه روز خوب میاد ...
جون عزیزت بیاتو...
جیغ بنفش در ساعت 25
اس ام اس
سلام محب برمحبان حسین (ع)
I AM WHAT I AM
فقط خدا
به وبلاگ بر بچون دزفیل(دزفول) خوش اومهِ
غزلیات محسن نصیری(هامون)
Hunter
آتیه سازان اهواز
*دلم برای چمران تنگ شده.*
شعر و شکر ...
نیلوفر مرداب
صاعقه
همکلاسی دزفولی
هوابس ناجوانمردانه سرد است...
•.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.•
خط خطی های یک دخترروانی...
mohammad
دنیافقط یاس
سه ثانیه سکوت
هیســــــــــ آروم بیاتو... خلوت ام نشــــکنه :(
خــــــــــــــــاطــــــــــــره هـــا
دل شکسته
خاکریز ولایت
قدیسان مرگ
فقط برای سرگرمی
نــیــمــبـــاز
آسمان آبی
خادم المهدی
$$$$ دخمه ی خونین $$$$
نی نی شاهد
شاهد
ملاجولای دزفولی
یاربسیجی
دخترک چوبی
پسردزفولی
ورود بی حالا ممنوع
دزفول چت
دانلود سنتر نقطه سفید
نقطه سفید
تفریحگاه(دزچت)
پیک سرا
·•●✿❤בِل نِوشتِہ هاےِ مَن❤d
مرگ احساس
پادشاه دلها
شلمچه چهاربرج
عشق سرخ من
سوزستان
جوک بی ادبی
به رنگ آبی
حمیده جون
ایران منیجر
سروش
فقط خدا (یلدا)
کانون علمی بسیج دانشجویی دزفول
ختم قرآن ، ختم صلوات --- توشه آخرت
منابع و سوالات کنکور ارشد, کتاب و کتاب خوانی، فنون مطالعه
سوالات کارشناسی ارشد 91 , 92
【∂Đιss ℓσνє ℓ
به یادتم
عمو همه چی دان
بهارانه
طب هسته ای دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
بقیه